ای خدا غصه نخور از تو فراری نشدم
بعد از آن حادثه در کفر تو جاری نشدم
با وجودی که به حکم تو دلم زخمی شد
شاکی از آنچه مرا دوست نداری نشدم
ابر را چوب همین سادگیش ویران کرد
من که ویران تر از این ابر بهاری نشدم
ای خدا غصه نخور باز همین میمانم
من زمین خورده ی این ضربه ی کاری نشدم
هر کسی خواست مرا از تو جدا سازد دید
هر چه کردی تو به من از تو فراری نشدم
|
+| نوشته شده توسط
yasi در شنبه سی و یکم شهریور 1386
|